چشمان سبزش رو به چشم من

خرید بک لینک

روزی که گذشت یک روز بی احساس بود. هیچ احساسی به من رخنه نکرد جز خستگی . ولی هیچ خوابی هم نبود . یک حالت غریب و لعنتی داشتم . اصلا نه اینطور بگم هیچ حسی نداشتم هیچ بودم مثل یک دید وسیع . زلال و بی رنگو بدون ماده . یک محیط بی رنگ که نور سفید و یکنواختی روشنش کرده . دیروز روز عجیبی بود . حس یک احمق رو داشتم .

چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:38

دلم میخواد دنیا دنیای من باشه . یک روز آرامش و خواب و خواب و خواب .... و عشق و عشق و عشق ....

چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:38

میخواهم آزاد باشم . دنبال یک کلنجار درست و حسابی ام . میخواهم سرم را درد بیاورم به خودم سختی دهم . خسته شوم و سرانجام به ته خط برسم ... ولی باز هم خودزنی کنم ، بیدار بمانم برای همیشه و سرم را بخاطر این چیزها به درد بیاورم ...شاید کمی دلم آرام گیرد

چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:28

صد دل به او دادم و دیگر نمیدهم . صد عشق ورزیدم اما چگونه از او بگیرم ،نمیدانم . این دل اسیر عشق افتاده و من اسیر آن دل . قلبم میفشارد و درد میگیرد و سرخ میشود ولی دیگر نمیتوانم . ناتوانم از راه رفتن ناتوانم از بوسیدن ناتوانم از ایستادن و نشستن . من چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 0:59

میلادت مبارک ای منجی من .

چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 0:59

من به راستی نمی دانم که شعر چیست. اما به همان اندازه که نسبت به ماهیت شعر جاهلم، معرفتی کامل دارم نسبت به آن چیزی که شعر نیست. آنچه که در نظر من شعر نیست، چیزی است که در من تغییری ایجاد نکند. چیزی است که چیزی را از من نگیرد و چیزی از جنس غم و شا چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:59

به نام مهربان ترین . روز یک شنبه تاریخ ۱۰/۲/۹۶ ساعت ۲:۰۵ بامداد وقتی که فکر میکنم و فکر میکنم و آخر هم یک متن من درآیی و تهی مینویسم ناراحت میشوم . میخواهم اینجا را مکانی کنم برای تند نویسی هایم.بنویسم و بنویسم مثل طوفان کلماتم را به هوا بسپارم.بدو چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:59

خسته میمانم خسته . آنقدر خسته که کار ها میرود پی فردا.کار را میگویی فراری شده ام ازش ، مثل ماشین فراری.از زندگی خودم هم فراری شده ام. دو روز را مفت تلف کردم . نمیدانم چه مالوخولیایی به تنم افتاده که حوصله هیچ کاری جز بازی با گوشی برایم سرگرم کننده نیست.در کنارش مثلا امتحان هم دارم . مثلا باید بروم نمایشگاه کتاب . چه وقت برای خواندنم میماند.به نظرم بجای این دو روز دو شب بیداری برایم کافی باشد . خدا به خیر بگذراند این ۱۰ روز را .

چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:59

کاش امشبم آن شمع طرب میآمد

وین روز مفارقت به شب میآمد

آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست

ای کاش که جانِ ما به لب میآمد

#رهی_معیری


چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:59

ارسال مطلب را که میزنم و فکر است که سرازیر میشود . چه بگویم ؟ از موشکافی فلسفی درد هایم یا زندگی . از غم و عذاب ها بگویم یا دلخوشی های روزانه ام . از سردرگمی ها و یک عمر بنظر تلف کرده یا از هوای سرد بهاری . از درد عشق درد نکشیده ام بگویم یا سوز دل ها چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:59

صفحه بندی